نویسنده : maryam ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ مهر ۱۳۸۸

 

هر چند مال من نشدی ولی ازت خیلی چیزا یاد گرفتم


یاد گرفتم به خاطر کسی که دوسش دارم باید دروغ بگم


یاد گرفتم هیچ وقت هیچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره


یاد گرفتم تو زندگیم بدونه اون که بفهمم چقدر دوسم داره هر روز دلشو به بهونه

ای بشکنم


یاد گرفتم گریه های هیچ کس رو باور نکنم


یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم


یاد گرفتم هر روز دم از عاشقی بزنم ولی خودم عاشق نباشم.........







 

نویسنده : maryam ; ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ دی ۱۳۸٧

http://i40.tinypic.com/2d7fx9t.jpg

امشب میخوام برای تو جشن تولد بگیرم

از راه دور تو رویاهام از لبخندت عکس بگیرم

من باشم و تو باشی و قلبای صاف و سادمون

چراغونی جشنمون ستاره های اسمون

یه کیک خیلی خوش طعم

با چند تا شمع روشن

یکی به نیت تو  یکی از طرف من

تو شمع هارو فوت بکنی

منم برات کف بزنم

با شادی و با هلهله

تو طبقی پر ز  گلهای لاله

قلبم و میدم هدیه...

الهی که هزار سال

همین جشن و بگیریم

به خاطر وجودت به افتخار بودن

                                                          تقدیم به بهترین بهترینها

 







 

نویسنده : maryam ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٦

اسمون  دل من  ؛   پر از ابر سياه

پر ازغصه وغم؛ماتم ودلبستگی ها

اسمون دل من  ؛  ميلی به بارش نداره

دستای منم ديگه ؛ ميل به نگارش نداره

اسمون  دل  من  ديگه   ستاره    نداره

توی اين شهر شلوغ؛همدم وياری نداره

گلهای  تو گلدونش  ديگه  طراوت  ندارن

با نگاه به همديگه؛ نفرت و غم هديه  ميدن ...........







 

نویسنده : maryam ; ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٦

TinyPic image

بارالها  ؛   معبودا  ؛    پروردگارا

دست من هردم به سوی توست یکتا

من  دراین  دنیا به  جز تو  کسی  ندارم

منتظرم تا کی از سوی تو می اید جوابم

مرا به حال خود وامگذار؛پروردگارا

ای   که  اعمالم   بود   بر تو   هویدا

من   بنده ای  نا سپاس   هستم

تو مرا ببخش که پر گناه هستم

من جاهلم و جز جفا  هیچ  ندارم

من نادانم و جز غفلت هیچ ندارم

تو  خودت  مرا راهنما  باش

برهردردی درمان و دوا باش

مرا از این تباهی  دور گردان

مرا با صالحان محشورگردان

خدایا ؛  ای خالق  بیتا و  یکتا

مرا دور گردان ازاین خطاها

به من صبری بده چون صبرایوب

تا  که  دل پاک کنم  از این عیوب

بارالها  ؛   معبودا   ؛    پروردگارا

دست من هر دم به سوی توست یکتا .......







 

نویسنده : maryam ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٦

TinyPic image

ماسه های داغ

خورشید سوزان

وتخته سنگی در این نزدیکی.......

قايقی شکسته

لانه خرچنگ ها

رد پای لاکپشتهای نوزاد

و گوشفیلهای فرو رفته در ماسه.......

بی کران دریا

موج های بلند

و مرغان دریایی........

چشمهای گریان

گلوی بغض الود

ودستهای لرزان......

فکر مغشوش

پاهای بی حرکت

تن بی جان

وانطرف تنها رد پایی از تو

و خدای من و تو......

به کجا ختم میشود این رد پا؟

به نزدیک نزدیک؟؟؟؟

یا به دور دور؟؟؟؟

دنیای من

دنیای تو

و سرنوشت ما.......

ما را به کجا خواهد کشاند این سرنوشت؟

به قعر دنیا

یا به بلندای اسمان

به کجا؟؟؟؟؟؟







 

نویسنده : maryam ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ مهر ۱۳۸٦

TinyPic image

کبوترم  ؛  کبوتر چاهی ام

دنبال تو اين همه راه اومدم

گفتم  بيام  ببينمت ؛  از غم  دل  برات  بگم

ازاسمون و از زمين؛ازغصه هام برات بگم

بگم  که بعد از رفتنت ؛ چی  به  سر من  اومده

يا اينکه بعد از رفتنت ؛ هيچکس به من سر نزده

بگم  که  خونه  دلم ؛ بی يار و هم زبون  شده

هم زبون من تو خونه ؛ در و ديوار و بوم شده

بگم که جای خاليت و نشون اين چشام می دم

طفلکی بعد از ديدنش هی ميگه دارم  ميميرم

..........

شبا به رسم عادت ؛ ميام روی پشت بوم

چند ساعتی  ميمونم ؛ منتظرت روی بوم

هی چشمام  و می بندم ؛ می گم که  الان مياد

تا که بياد بهش ميگم ؛ دوست دارم خيلی زياد

...........

چشمام و که باز ميکنم ؛  دورو بر و ميبينم

به جز يه جای خالی ؛ چيزی نيست که ببينم

کارم شده انتظار

بيا منو تنها  نذار

...........

 اين همه راه  اومدم  ؛  تا که برت  گردونم

يا اينکه اگر دلت خواست؛اينجا پيشت بمونم

حالا بگو عزيزم ؛ تو بر ميگردی خونه ؛ يا من پيشت بمونم ؟؟؟

 







 

نویسنده : maryam ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ مهر ۱۳۸٦

TinyPic image

 

اهای تویی که ادعا می کردی دوستم داری

تویی که می گفتی اگه من نباشم می میری

تویی که میگفتی من دنیاتم

تو تاریکی نور چشماتم

می گفتی اگه ترکم کنی میمیرم

یا تا ابد به پای عشق تو میشینم

چرا با غریبه  نشستی؟

عشق و زیرپا گذاشتی؟

من چیزی کم گذاشتم؟

یا که وفا نداشتم؟

...........

روزی که گفتی عاشقی! پای همه چیز وایستادی !

خواستم که باور نکنم ؛ عاشقی رو رد بکنم

بگم همش یه رویاست ؛ عاشقی تو کتاباست

............

میدونی ؛ خیلی ساده ام ؛ زود باور و افتاده ام

حرفات و باور کردم ؛ توی دلم جا کردم

گفتم اگر ترکم  کنی؟ 

گفتی که باورمیکنی؟

گفتی همیشه با توام ؛ من عاشق روی توام

گفتم که این قلب منه ؛ برای تو دل می تپه

با حرفای عاشقونه ؛  قلبم و کردی دیوونه

.........

 حالا چی شد دوست داشتنات

عاشقیات ؛ میمرد نات

.........

فکر نکنی گذشتم ؛ پا روی دل گذاشتم

فکر نکنی اشک میریزم ؛ دنیا رو بر هم میریزم

دلی که صاف و صادقه ؛ با بی وفا کار نداره

اون دلی که حرم سراست

لیاقت دل  شماست .................







 

نویسنده : maryam ; ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٦

Image and video hosting by TinyPic

تا به حال به تو گفته بودم

که هر شب دلم برایت تنگ میشود؟

.........

تا به حال؛ به تو گفته بودم  ؛ وقتی مرا ترک کردی؛

دیگر هرگز خورشید در اسمانم پیدا نشد؟

من تمام مدت گریه میکردم ؛

مثل یک اسباب بازی شکسته.

اما بالاخره تمام میشود ؛ میتوانم انروز را ببینم

.........

به تو گفته بودم ؛

که دیشب امده بودی به خوابم؟

مثل همیشه ؛ ارام و ساکت ؛

با نگاهی پر از رمز و راز ؛

گفتم که داشتم میمردم ؛ وقتی تو راهت را از من جدا کردی ؛

فقط نگاهم کردی  !!! 

من سرنوشتم را گم کردم؛

دیگر این همه دوری را نمیتوانم تحمل کنم ؛

اما بالاخره تمام میشود ؛ میتوانم انروز را ببینم ..........







 

نویسنده : maryam ; ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ شهریور ۱۳۸٦

 

TinyPic image 

از که   ميگويی  حکايت              شهر دل خاليست ؛ خاموشست

برکه ارام است ؛ غمگين              شهرزاد    قصه گو    تنهاست

نغمه های اشنايی مرده بر لبهای کوچه

نه صدايی ؛ نه دگر اوای گرم  اشنايی

بر خيابانهای ساکت                     مانده تنها رد پايی .............  







 

نویسنده : maryam ; ساعت ٢:٥٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ امرداد ۱۳۸٦

 

TinyPic image

اگر قلب من میتوانست حرف بزند

تو می شنیدی

باید یک راهی وجود داشته باشد

من تو را بیش از انچه کلمات بتوانند بگویند " دوست دارم "

اگر تو با من همراهی کنی

سوار بر بالهای عشق

پرواز خواهم کرد تا اوج اسمان.......







 

نویسنده : maryam ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٦

 

نشانه نورستگی عشق است

وقتی که دو تا قلب ؛ همزمان برای هم ميتپند

عشق ما ميتواند دورترين راهها را طی کند

ديگر چيزی برايم نمانده که بگويم

هيچ کس مثل تو مرا ديوانه نکرده است

به خاطر تو ؛ تمام ستاره های آسمان را ميچينم........







 

نویسنده : maryam ; ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٥

گفتی که : چو خورشيد زنم  سوی  تو پر

             چون ماه شبی ميکشم از پنجره سر

 

افسوس که خورشيد شدی ؛  تنگ غروب!!

افسوس که  مهتاب   شدی ؛ وقت سحر !!







 

نویسنده : maryam ; ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۸٥

 

 

 

 

                           Image hosting by TinyPic

در عمق قلبم ؛ اتشی است - قلبی سوزان 

در عمق قلبم ؛ ارزويی است ؛ برای اغاز

من در احساساتم ميميرم

دنيای من در خيال است

من در روياهايم زندگی ميکنم

تو در قلب منی ؛ تو در وجود منی

هر جا که روم ؛ جلوه گرش خواهم کرد

تو را برای هميشه نگه خواهم داشت

همواره در کنارت خواهم ماند

اری ............

احساس ميکنم که عشقمان شکوفا ميشود

اين تنها چيزی است که واقعا ميدانم

بيا در را ببنديم و به قلب سوزانم ايمان بياوريم

راحت باش ؛ بيا و اتشی در قلبت بيافروز

شمع ها را روشن نگه خواهم داشت

بگذار وجودت در من ذوب شود

تو در قلب منی ؛ تو در وجود منی.............

 

 








نویسنده : maryam ; ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ دی ۱۳۸٥

Image hosting by TinyPic

یارت شوم ؛ یارت شوم ؛ هر چند ازارم کنی

نازت کشم ؛ نازت کشم ؛ گر در جهان خوارم کنی

بر من  پسندی گر منم ؛ دل نسازم غرق غم

باشد شفا بخش دلم ؛ کز عشق بیمارم کنی

گو رانیم از کوی خود ؛ ور باز خوانی سوی خود

با قهر و مهرت خوشدلم ؛ هر عشوه و کاری کنی

من طائر پرسته ام ؛ در گنج غم بنشسته ام

من گر قفس بشکسته ام ؛ تا خود گرفتارم کنی

من عاشق دل داده ام ؛ بهر بلا اماده ام

یار من دلداده شو ؛ تا با بلا یارم کنی

ما را چو کردی امتحان ؛ ناچار گردی مهربان

رحم اخر ای ارام جان ؛ بر این دل زارم کنی

گر حال و شفا هم دهی ؛ روز دگر جانم دهی

کامم دهی ؛ کامم دهی ؛ الطاف بسیارم کنی.......








نویسنده : maryam ; ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٥

 

 Image hosting by TinyPic

یا رب مرا یاری بده تا خوب ازارش کنم              

رنجش دهم ؛ زارش کنم ؛ خوارش کنم

از بوسه های دلنشین ؛ از خنده های اتشین    

صد شعله در جانش کنم ؛ رامش کنم ؛ رامش کنم

در پیش چشمش ساغری ؛ گیرم ز دست دلبری  

از ننگ ازارش دهم ؛ از غصه بیمارش کنم

بندی به پایش افکنم ؛ گویم خداوندش منم          

چون بندی در سودای زر ؛ کالای بازارش کنم

گوید بیافزا مهر خود ؛ گویم بکاهم مهر خود    

گوید که کمتر کن جفا ؛ گویم که بسیارش کنم

هر شامگه در خانه ای ؛ بگذار جا پروانه ای           

رقصم بر بیگانه ای ؛ از خویش بیزارش کنم

چون بینم ان شیدای من ؛ فارق شد از سودای من

منزل کنم در کوی او ؛ باشد که دیدارش کنم

گیسوی خود افشان کنم ؛ جادوی خود شرمان کنم  

با گونه گوی سوگند ها ؛ بار دگر یارش کنم

چون یار شد بار دگر ؛ کوشم به ازار دگر

تا این دل دیوانه را ؛ راضی به ازارش کنم ..... 







 

نویسنده : maryam ; ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۸٥

 

 Image hosting by TinyPic

 چرا یک مرد هیچ وقت گریه نمکند؟

من و تو برای چی زندگی میکنیم؟

در بین ان همه اتش چرا اهوان مگریختند؟

چرا بال کبوتر سفید خونی بود؟

چرا ناگه ابر سیاه روی خورشید را پوشاند؟

چرا صدای شکستن قلبها به گوشمان نمیرسد؟

چرا کسی برای یک کلاغ زیر برف مانده نمیگرید؟

چرا دروغ ؟  چرا فریب؟  چرا تنفر؟  چرا غرور؟

چرا باران نمی بارد؟

چرا پرنده در قفس زندانی است؟

جوابها را از که باید پرسید؟

از کسی که خود اعتقاد ندارد؟

یا از کسی که اعتقاد دارد و بیان ندارد؟

تو می دانی از چه کسی؟







 

نویسنده : maryam ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ مهر ۱۳۸٥

Image hosting by TinyPic

یار من از بی وفایی کم ندارد

دل ازارم ؛ ز ازردن من پروا ندارد

رهانم من دلم را زین گرفتاری

دگر این یار من ؛ دل ازاری ندارد

نخواهم سایه او بر سرم باشد

ببین بخت مرا بلندایی ندارد!

دل دیوانه ام هر دم رود سویی

ز هر جا میرود این دل ؛ دگر دلداری ندارد

من از این بیوفایی ها ؛ ندارم شکوه ای اما

دل عاشق پیشه ام دیگر خریداری ندارد

اگر ان دلبرم قدرم ندانست

برای من هیچ عیب و ایرادی ندارد ..........







 

نویسنده : maryam ; ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ مهر ۱۳۸٥

ديشب بازم خواب ميديدم

خواب که نه ؛ شايد يه رويا ميديدم

رفته بودم به اون دورا...........

با دو تا بال رنگارنگ

با یه پیرهن خیلی قشنگ

با یک دل خیلی نگرون

میچرخیدم تو آسمون

دنبال تو میگشتم

از دب اکبر پرسیدم ؛ به دب اصغر سر زدم!

از ستاره هالی ؛پرسیدم ببینم میدونه تو در چه حالی؟

ولی هیچکس خبر نداشت ؛هیچکسی مثل تو دلی مثل سنگ نداشت

ولی یهو یک ستاره ؛ گفت که ازت خبر داره

گفت که دنبال تو  نگردم

آخه تو ستاره سهیل شدی ...............








 

نویسنده : maryam ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٠ شهریور ۱۳۸٥

 

Image hosting by TinyPic

دوستاي خوب و نازم                                          من بهتون مي نازم

ميخوام بگم از يه Chat                                       يه Chat خوب و مثبت

از 2Soot و بدهي                                             Chatestan و Irc

وقتي ميايي بدهي                                               User ميبيني خيلي

يکي ؛ دو تا و ده تا                                            بیست تا ؛ سی تا : هزار تا

Cop و Queen  چه شادن                                   Usera چه قدر زيادن

Cop که ميگن رييسه                                          عاشق يک Miss هه

Bedehi رو ميچرخونه                                        براي يه MUH منو  ماهه سر ميگردونه

اين Bedehi يه Queen داره                                 MissCop و خيلي ماهه

حافظ امن و امنيت                                               يه پسر خوب و خوش قد و قامت

بهش ميگن KaLaNtAr                                       عاشق توپ و تشر

ولي با اين تفاسير                                                خوش قلب و سر به زير 

اين Candyman يه Oper                                    خوش تيپ و خوش قواره

دوسال يش با طياره                                             از ميون ابراي پاره

با يک دل پر ستاره                                              از اون ور اب اومده

هميشه حي و حاضره                                            يا تو Pm  يا ساکته

MaMaD از کويته                                             Fundere و خوش تيپه

Darkness  از هلنده                                         Channela  رو اين ميبنده

اين Sticker  يه Sop                                         امروز عاشق و فردا فارقه

براي اينکه دل منو بسوزونه                                   خودشو به هر دري ميکوبونه

Error از رومانيه                                               واي چه ناز و مامانيه

Gen2  هم يه Sop                                             تهراني و خيلي جديه

TuPaC  ماله USA  است                                    هميشه هست و بي صداست

Saghar جونم با غمزست                                      با عشوه و با مزست

XP هم خيلي ساکته                                              سسندجي و خيلي تيزه

Pink ^ roze از Ukrane                                    خوش قلب و مهربونه

اين  Masoud  از تهرونه                                     شاد و خيلي جوونه

اصلا شانس نداره                                               امروز Sop و فردا Aop

اين ArMaN بيچاره                                             يه دل داره و صد ستاره

تازگيها عاشق شده                                               ديگه داره يک ستاره

Amir_s و Milad هم                                          Aop هستن و يار هم

ديدي کيو نگفتم؟                                                 KilleR و جا گذاشتم

اين KilleR از Finlande                                      هميشه هست و بيداره

Maryam_m بيچاره                                            حرف پشت سرش زياده

تو زندگي خصوصيش                                           فضول داره کم و بيش

ولي براش مهم نيست                                            بي Chat نميتوان زيست

اين هفتده تا با هم                                                 Channel ؛ op رو ميسازن

هميشه با هم يارن                                                 فقط تو اين ديارن

Chat ميکنن چه اسون                                          يه وقت نشن پشيمون

حالا ميگم براتون                                                از داداشاي مهربون

a^ و NaGHoLA  رو ميگم                                   اين شيطونارو ميگم

يا Ban ميشن يا  Akick                                        يا kill  ميشن يا Akill

ولي اينا خيلي واردن                                             ميگن Proxi  رو براي چي ساختن؟

بعد از یک د قيقه                                                 Join ميکنن دوباره

Die هم يکي از داداشامه                                        هميشه پشت و همراهمه

وقتي مياد بدهي                                                   شلوغ ميکنه خيلي

Senator  مهربون                                               اين پسره خوش زبون

يه دل داره که درياست                                            باباي اين بچه هاست

BEHROOZ_KHAN  هم يه Usere                         شوخيش مي گيره يکباره

barfi  جونم چه جذابه                                             حرفاش هميشه باحاله

اين Hadis  نازي نازي                                           همش ميره Pm بازي

حالا بگم براتون                                                    از يه دختر خوش زبون

Sara 2222                                                       وقتي مياد تو هم بدو

اين Piremard و Kachal                                       باهم ميکنن کل کل

اينجا توي بدهي                                                    يه مرد داره ؛ يه لوتي

{Gheysar } و بامرام                                           يا حق ميگه و  السلام

اينا که ميبينين اينجا                                                User هستن و با صفا

با هم ميگن و ميخندن                                             در رو روي غم ميبندن

اين شعري که نوشتم                                              شوخي بود و گذشتم

اگه يه وقت دلگير شدي                                          ناراحت و غمگين شدي

منو به خوبيهات ببخش                                           تورو خدا ؛ منو به مهربونيهات ببخش

در انتها : با خواهش و تمنا                                      ميگم ؛ نظر يدتون نره تورو به خدا

شما رو با دنيايي از ارزوها                                     ميسپارمتون دست خدا

خدا نگهدارتون                                                    حق هميشه يارتون







 

نویسنده : maryam ; ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٥

Image hosting by TinyPic

قاصدکم کجايی ؟ دل داره پر پر ميزنه

گنجيشگکم کجايی ؟ دل بی تو پرپر ميزنه

دل ديگه طاقت نداره ؛قاصدکم زود بيا

اشک طاقت موندن نداره؛ گنجيشگکم زود بيا

باغچه دل بی گل سرخ اصلا صفا نداره

قاصدکم ببين منو نگی ليلی وفا نداره

شهر دلم خالی شده ؛ قاصدکم زود بيا

اينجا غريبم به خدا : گنجيشگکم زود بيا

وقتی که رفتی ؛ نديدی اشکامو؟

حالا بيا ببين غريبی و دردامو !

قصر دلم بی پری شده ؛ قاصدکم زود بيا

جسم و دلم بی روح شده ؛ گنجيشگکم زود بيا

خونه برام شده قفس ؛ قاصدک

پنجره ها بسته شده ؛ گنجيشگک

بهار دل گذشته ؛ قاصدکم زود بيا

پاييز غم از راه رسيده ؛ گنجيشگکم زود بيا

بارون چشمام و ببين قاصدک

لرزش لبهام و ببين گنجيشگک

هوای دلم ابری شده ؛ قاصدکم زود بيا

غم و غصه هام نا تموم شده ؛ گنجيشگکم زود بيا

از وقتی رفتی تو چشام هيجکس اميد نديده

از باغ دلم تا حالا هيچکس گلی نچيده

ستاره شبهام تويی؛ قاصدکم زود بيا

گل تو گلدونم تويی ؛ گنجيشگکم زود بيا

ای کاش منم تو اسمون  ؛ دنبال تو ميومدم

بالهام و باز ميکردم و به هر طرف می چرخيدم

اسم تو ؛ تو قلب منه؛ قاصدکم زود بيا

ستاره چشمک ميزنه؛ گنجيشگکم زود بيا

دل ديگه داره می ميره قاصدک

چشام ديگه سياه شده گنجيشگک

اگه منو دوستم داری؛ قاصدکم زود بيا

پرنده قشنگ من ؛ گنجيشگکم زود بيا

يعنی نديدی اشکامو قاصدک؟

يا نشنيدی تو حرفام و گنجيشگک؟

شايد ميگی دوست داشتنم گناهه؟

يا اينکه با عشق به تو دارم ميرم بيراهه!

اينجا کارم تموم شده قاصدک

طاقت من تموم شده گنجيشگک

شايد تو رفتی اون دورا به ارزوهات برسی

منو گذاشتی چشم به راه قلبت و دادی به کسی

غصه نخور اين دل من عادت داره به بی کسی

وعده ما روز محشره منتظرم تا برسی ........