
هر چند مال من نشدی ولی ازت خیلی چیزا یاد گرفتم
یاد گرفتم به خاطر کسی که دوسش دارم باید دروغ بگم
یاد گرفتم هیچ وقت هیچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره
یاد گرفتم تو زندگیم بدونه اون که بفهمم چقدر دوسم داره هر روز دلشو به بهونه
ای بشکنم
یاد گرفتم گریه های هیچ کس رو باور نکنم
یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم
یاد گرفتم هر روز دم از عاشقی بزنم ولی خودم عاشق نباشم.........
امشب میخوام برای تو جشن تولد بگیرم
از راه دور تو رویاهام از لبخندت عکس بگیرم
من باشم و تو باشی و قلبای صاف و سادمون
چراغونی جشنمون ستاره های اسمون
یه کیک خیلی خوش طعم
با چند تا شمع روشن
یکی به نیت تو یکی از طرف من
تو شمع هارو فوت بکنی
منم برات کف بزنم
با شادی و با هلهله
تو طبقی پر ز گلهای لاله
قلبم و میدم هدیه...
الهی که هزار سال
همین جشن و بگیریم
به خاطر وجودت به افتخار بودن
تقدیم به بهترین بهترینها

اسمون دل من ؛ پر از ابر سياه
پر ازغصه وغم؛ماتم ودلبستگی ها
اسمون دل من ؛ ميلی به بارش نداره
دستای منم ديگه ؛ ميل به نگارش نداره
اسمون دل من ديگه ستاره نداره
توی اين شهر شلوغ؛همدم وياری نداره
گلهای تو گلدونش ديگه طراوت ندارن
با نگاه به همديگه؛ نفرت و غم هديه ميدن ...........

بارالها ؛ معبودا ؛ پروردگارا
دست من هردم به سوی توست یکتا
من دراین دنیا به جز تو کسی ندارم
منتظرم تا کی از سوی تو می اید جوابم
مرا به حال خود وامگذار؛پروردگارا
ای که اعمالم بود بر تو هویدا
من بنده ای نا سپاس هستم
تو مرا ببخش که پر گناه هستم
من جاهلم و جز جفا هیچ ندارم
من نادانم و جز غفلت هیچ ندارم
تو خودت مرا راهنما باش
برهردردی درمان و دوا باش
مرا از این تباهی دور گردان
مرا با صالحان محشورگردان
خدایا ؛ ای خالق بیتا و یکتا
مرا دور گردان ازاین خطاها
به من صبری بده چون صبرایوب
تا که دل پاک کنم از این عیوب
بارالها ؛ معبودا ؛ پروردگارا
دست من هر دم به سوی توست یکتا .......

ماسه های داغ
خورشید سوزان
وتخته سنگی در این نزدیکی.......
قايقی شکسته
لانه خرچنگ ها
رد پای لاکپشتهای نوزاد
و گوشفیلهای فرو رفته در ماسه.......
بی کران دریا
موج های بلند
و مرغان دریایی........
چشمهای گریان
گلوی بغض الود
ودستهای لرزان......
فکر مغشوش
پاهای بی حرکت
تن بی جان
وانطرف تنها رد پایی از تو
و خدای من و تو......
به کجا ختم میشود این رد پا؟
به نزدیک نزدیک؟؟؟؟
یا به دور دور؟؟؟؟
دنیای من
دنیای تو
و سرنوشت ما.......
ما را به کجا خواهد کشاند این سرنوشت؟
به قعر دنیا
یا به بلندای اسمان
به کجا؟؟؟؟؟؟
کبوترم ؛ کبوتر چاهی ام
دنبال تو اين همه راه اومدم
گفتم بيام ببينمت ؛ از غم دل برات بگم
ازاسمون و از زمين؛ازغصه هام برات بگم
بگم که بعد از رفتنت ؛ چی به سر من اومده
يا اينکه بعد از رفتنت ؛ هيچکس به من سر نزده
بگم که خونه دلم ؛ بی يار و هم زبون شده
هم زبون من تو خونه ؛ در و ديوار و بوم شده
بگم که جای خاليت و نشون اين چشام می دم
طفلکی بعد از ديدنش هی ميگه دارم ميميرم
..........
شبا به رسم عادت ؛ ميام روی پشت بوم
چند ساعتی ميمونم ؛ منتظرت روی بوم
هی چشمام و می بندم ؛ می گم که الان مياد
تا که بياد بهش ميگم ؛ دوست دارم خيلی زياد
...........
چشمام و که باز ميکنم ؛ دورو بر و ميبينم
به جز يه جای خالی ؛ چيزی نيست که ببينم
کارم شده انتظار
بيا منو تنها نذار
...........
اين همه راه اومدم ؛ تا که برت گردونم
يا اينکه اگر دلت خواست؛اينجا پيشت بمونم
حالا بگو عزيزم ؛ تو بر ميگردی خونه ؛ يا من پيشت بمونم ؟؟؟

اهای تویی که ادعا می کردی دوستم داری
تویی که می گفتی اگه من نباشم می میری
تویی که میگفتی من دنیاتم
تو تاریکی نور چشماتم
می گفتی اگه ترکم کنی میمیرم
یا تا ابد به پای عشق تو میشینم
چرا با غریبه نشستی؟
عشق و زیرپا گذاشتی؟
من چیزی کم گذاشتم؟
یا که وفا نداشتم؟
...........
روزی که گفتی عاشقی! پای همه چیز وایستادی !
خواستم که باور نکنم ؛ عاشقی رو رد بکنم
بگم همش یه رویاست ؛ عاشقی تو کتاباست
............
میدونی ؛ خیلی ساده ام ؛ زود باور و افتاده ام
حرفات و باور کردم ؛ توی دلم جا کردم
گفتم اگر ترکم کنی؟
گفتی که باورمیکنی؟
گفتی همیشه با توام ؛ من عاشق روی توام
گفتم که این قلب منه ؛ برای تو دل می تپه
با حرفای عاشقونه ؛ قلبم و کردی دیوونه
.........
حالا چی شد دوست داشتنات
عاشقیات ؛ میمرد نات
.........
فکر نکنی گذشتم ؛ پا روی دل گذاشتم
فکر نکنی اشک میریزم ؛ دنیا رو بر هم میریزم
دلی که صاف و صادقه ؛ با بی وفا کار نداره
اون دلی که حرم سراست
لیاقت دل شماست .................
تا به حال به تو گفته بودم
که هر شب دلم برایت تنگ میشود؟
.........
تا به حال؛ به تو گفته بودم ؛ وقتی مرا ترک کردی؛
دیگر هرگز خورشید در اسمانم پیدا نشد؟
من تمام مدت گریه میکردم ؛
مثل یک اسباب بازی شکسته.
اما بالاخره تمام میشود ؛ میتوانم انروز را ببینم
.........
به تو گفته بودم ؛
که دیشب امده بودی به خوابم؟
مثل همیشه ؛ ارام و ساکت ؛
با نگاهی پر از رمز و راز ؛
گفتم که داشتم میمردم ؛ وقتی تو راهت را از من جدا کردی ؛
فقط نگاهم کردی !!!
من سرنوشتم را گم کردم؛
دیگر این همه دوری را نمیتوانم تحمل کنم ؛
اما بالاخره تمام میشود ؛ میتوانم انروز را ببینم ..........
از که ميگويی حکايت شهر دل خاليست ؛ خاموشست
برکه ارام است ؛ غمگين شهرزاد قصه گو تنهاست
نغمه های اشنايی مرده بر لبهای کوچه
نه صدايی ؛ نه دگر اوای گرم اشنايی
بر خيابانهای ساکت مانده تنها رد پايی .............
اگر قلب من میتوانست حرف بزند
تو می شنیدی
باید یک راهی وجود داشته باشد
من تو را بیش از انچه کلمات بتوانند بگویند " دوست دارم "
اگر تو با من همراهی کنی
سوار بر بالهای عشق
پرواز خواهم کرد تا اوج اسمان.......

نشانه نورستگی عشق است
وقتی که دو تا قلب ؛ همزمان برای هم ميتپند
عشق ما ميتواند دورترين راهها را طی کند
ديگر چيزی برايم نمانده که بگويم
هيچ کس مثل تو مرا ديوانه نکرده است
به خاطر تو ؛ تمام ستاره های آسمان را ميچينم........

گفتی که : چو خورشيد زنم سوی تو پر
چون ماه شبی ميکشم از پنجره سر
افسوس که خورشيد شدی ؛ تنگ غروب!!
افسوس که مهتاب شدی ؛ وقت سحر !!
در عمق قلبم ؛ اتشی است - قلبی سوزان
در عمق قلبم ؛ ارزويی است ؛ برای اغاز
من در احساساتم ميميرم
دنيای من در خيال است
من در روياهايم زندگی ميکنم
تو در قلب منی ؛ تو در وجود منی
هر جا که روم ؛ جلوه گرش خواهم کرد
تو را برای هميشه نگه خواهم داشت
همواره در کنارت خواهم ماند
اری ............
احساس ميکنم که عشقمان شکوفا ميشود
اين تنها چيزی است که واقعا ميدانم
بيا در را ببنديم و به قلب سوزانم ايمان بياوريم
راحت باش ؛ بيا و اتشی در قلبت بيافروز
شمع ها را روشن نگه خواهم داشت
بگذار وجودت در من ذوب شود
تو در قلب منی ؛ تو در وجود منی.............
یارت شوم ؛ یارت شوم ؛ هر چند ازارم کنی
نازت کشم ؛ نازت کشم ؛ گر در جهان خوارم کنی
بر من پسندی گر منم ؛ دل نسازم غرق غم
باشد شفا بخش دلم ؛ کز عشق بیمارم کنی
گو رانیم از کوی خود ؛ ور باز خوانی سوی خود
با قهر و مهرت خوشدلم ؛ هر عشوه و کاری کنی
من طائر پرسته ام ؛ در گنج غم بنشسته ام
من گر قفس بشکسته ام ؛ تا خود گرفتارم کنی
من عاشق دل داده ام ؛ بهر بلا اماده ام
یار من دلداده شو ؛ تا با بلا یارم کنی
ما را چو کردی امتحان ؛ ناچار گردی مهربان
رحم اخر ای ارام جان ؛ بر این دل زارم کنی
گر حال و شفا هم دهی ؛ روز دگر جانم دهی
کامم دهی ؛ کامم دهی ؛ الطاف بسیارم کنی.......
یا رب مرا یاری بده تا خوب ازارش کنم
رنجش دهم ؛ زارش کنم ؛ خوارش کنم
از بوسه های دلنشین ؛ از خنده های اتشین
صد شعله در جانش کنم ؛ رامش کنم ؛ رامش کنم
در پیش چشمش ساغری ؛ گیرم ز دست دلبری
از ننگ ازارش دهم ؛ از غصه بیمارش کنم
بندی به پایش افکنم ؛ گویم خداوندش منم
چون بندی در سودای زر ؛ کالای بازارش کنم
گوید بیافزا مهر خود ؛ گویم بکاهم مهر خود
گوید که کمتر کن جفا ؛ گویم که بسیارش کنم
هر شامگه در خانه ای ؛ بگذار جا پروانه ای
رقصم بر بیگانه ای ؛ از خویش بیزارش کنم
چون بینم ان شیدای من ؛ فارق شد از سودای من
منزل کنم در کوی او ؛ باشد که دیدارش کنم
گیسوی خود افشان کنم ؛ جادوی خود شرمان کنم
با گونه گوی سوگند ها ؛ بار دگر یارش کنم
چون یار شد بار دگر ؛ کوشم به ازار دگر
تا این دل دیوانه را ؛ راضی به ازارش کنم .....
چرا یک مرد هیچ وقت گریه نمکند؟
من و تو برای چی زندگی میکنیم؟
در بین ان همه اتش چرا اهوان مگریختند؟
چرا بال کبوتر سفید خونی بود؟
چرا ناگه ابر سیاه روی خورشید را پوشاند؟
چرا صدای شکستن قلبها به گوشمان نمیرسد؟
چرا کسی برای یک کلاغ زیر برف مانده نمیگرید؟
چرا دروغ ؟ چرا فریب؟ چرا تنفر؟ چرا غرور؟
چرا باران نمی بارد؟
چرا پرنده در قفس زندانی است؟
جوابها را از که باید پرسید؟
از کسی که خود اعتقاد ندارد؟
یا از کسی که اعتقاد دارد و بیان ندارد؟
تو می دانی از چه کسی؟
یار من از بی وفایی کم ندارد
دل ازارم ؛ ز ازردن من پروا ندارد
رهانم من دلم را زین گرفتاری
دگر این یار من ؛ دل ازاری ندارد
نخواهم سایه او بر سرم باشد
ببین بخت مرا بلندایی ندارد!
دل دیوانه ام هر دم رود سویی
ز هر جا میرود این دل ؛ دگر دلداری ندارد
من از این بیوفایی ها ؛ ندارم شکوه ای اما
دل عاشق پیشه ام دیگر خریداری ندارد
اگر ان دلبرم قدرم ندانست
برای من هیچ عیب و ایرادی ندارد ..........

ديشب بازم خواب ميديدم
خواب که نه ؛ شايد يه رويا ميديدم
رفته بودم به اون دورا...........
با دو تا بال رنگارنگ
با یه پیرهن خیلی قشنگ
با یک دل خیلی نگرون
میچرخیدم تو آسمون
دنبال تو میگشتم
از دب اکبر پرسیدم ؛ به دب اصغر سر زدم!
از ستاره هالی ؛پرسیدم ببینم میدونه تو در چه حالی؟
ولی هیچکس خبر نداشت ؛هیچکسی مثل تو دلی مثل سنگ نداشت
ولی یهو یک ستاره ؛ گفت که ازت خبر داره
گفت که دنبال تو نگردم
آخه تو ستاره سهیل شدی ...............
دوستاي خوب و نازم من بهتون مي نازم
ميخوام بگم از يه Chat يه Chat خوب و مثبت
از 2Soot و بدهي Chatestan و Irc
وقتي ميايي بدهي User ميبيني خيلي
يکي ؛ دو تا و ده تا بیست تا ؛ سی تا : هزار تا
Cop و Queen چه شادن Usera چه قدر زيادن
Cop که ميگن رييسه عاشق يک Miss هه
Bedehi رو ميچرخونه براي يه MUH منو ماهه سر ميگردونه
اين Bedehi يه Queen داره MissCop و خيلي ماهه
حافظ امن و امنيت يه پسر خوب و خوش قد و قامت
بهش ميگن KaLaNtAr عاشق توپ و تشر
ولي با اين تفاسير خوش قلب و سر به زير
اين Candyman يه Oper خوش تيپ و خوش قواره
دوسال يش با طياره از ميون ابراي پاره
با يک دل پر ستاره از اون ور اب اومده
هميشه حي و حاضره يا تو Pm يا ساکته
MaMaD از کويته Fundere و خوش تيپه
Darkness از هلنده Channela رو اين ميبنده
اين Sticker يه Sop امروز عاشق و فردا فارقه
براي اينکه دل منو بسوزونه خودشو به هر دري ميکوبونه
Error از رومانيه واي چه ناز و مامانيه
Gen2 هم يه Sop تهراني و خيلي جديه
TuPaC ماله USA است هميشه هست و بي صداست
Saghar جونم با غمزست با عشوه و با مزست
XP هم خيلي ساکته سسندجي و خيلي تيزه
Pink ^ roze از Ukrane خوش قلب و مهربونه
اين Masoud از تهرونه شاد و خيلي جوونه
اصلا شانس نداره امروز Sop و فردا Aop
اين ArMaN بيچاره يه دل داره و صد ستاره
تازگيها عاشق شده ديگه داره يک ستاره
Amir_s و Milad هم Aop هستن و يار هم
ديدي کيو نگفتم؟ KilleR و جا گذاشتم
اين KilleR از Finlande هميشه هست و بيداره
Maryam_m بيچاره حرف پشت سرش زياده
تو زندگي خصوصيش فضول داره کم و بيش
ولي براش مهم نيست بي Chat نميتوان زيست
اين هفتده تا با هم Channel ؛ op رو ميسازن
هميشه با هم يارن فقط تو اين ديارن
Chat ميکنن چه اسون يه وقت نشن پشيمون
حالا ميگم براتون از داداشاي مهربون
a^ و NaGHoLA رو ميگم اين شيطونارو ميگم
يا Ban ميشن يا Akick يا kill ميشن يا Akill
ولي اينا خيلي واردن ميگن Proxi رو براي چي ساختن؟
بعد از یک د قيقه Join ميکنن دوباره
Die هم يکي از داداشامه هميشه پشت و همراهمه
وقتي مياد بدهي شلوغ ميکنه خيلي
Senator مهربون اين پسره خوش زبون
يه دل داره که درياست باباي اين بچه هاست
BEHROOZ_KHAN هم يه Usere شوخيش مي گيره يکباره
barfi جونم چه جذابه حرفاش هميشه باحاله
اين Hadis نازي نازي همش ميره Pm بازي
حالا بگم براتون از يه دختر خوش زبون
Sara 2222 وقتي مياد تو هم بدو
اين Piremard و Kachal باهم ميکنن کل کل
اينجا توي بدهي يه مرد داره ؛ يه لوتي
{Gheysar } و بامرام يا حق ميگه و السلام
اينا که ميبينين اينجا User هستن و با صفا
با هم ميگن و ميخندن در رو روي غم ميبندن
اين شعري که نوشتم شوخي بود و گذشتم
اگه يه وقت دلگير شدي ناراحت و غمگين شدي
منو به خوبيهات ببخش تورو خدا ؛ منو به مهربونيهات ببخش
در انتها : با خواهش و تمنا ميگم ؛ نظر يدتون نره تورو به خدا
شما رو با دنيايي از ارزوها ميسپارمتون دست خدا
خدا نگهدارتون حق هميشه يارتون
قاصدکم کجايی ؟ دل داره پر پر ميزنه
گنجيشگکم کجايی ؟ دل بی تو پرپر ميزنه
دل ديگه طاقت نداره ؛قاصدکم زود بيا
اشک طاقت موندن نداره؛ گنجيشگکم زود بيا
باغچه دل بی گل سرخ اصلا صفا نداره
قاصدکم ببين منو نگی ليلی وفا نداره
شهر دلم خالی شده ؛ قاصدکم زود بيا
اينجا غريبم به خدا : گنجيشگکم زود بيا
وقتی که رفتی ؛ نديدی اشکامو؟
حالا بيا ببين غريبی و دردامو !
قصر دلم بی پری شده ؛ قاصدکم زود بيا
جسم و دلم بی روح شده ؛ گنجيشگکم زود بيا
خونه برام شده قفس ؛ قاصدک
پنجره ها بسته شده ؛ گنجيشگک
بهار دل گذشته ؛ قاصدکم زود بيا
پاييز غم از راه رسيده ؛ گنجيشگکم زود بيا
بارون چشمام و ببين قاصدک
لرزش لبهام و ببين گنجيشگک
هوای دلم ابری شده ؛ قاصدکم زود بيا
غم و غصه هام نا تموم شده ؛ گنجيشگکم زود بيا
از وقتی رفتی تو چشام هيجکس اميد نديده
از باغ دلم تا حالا هيچکس گلی نچيده
ستاره شبهام تويی؛ قاصدکم زود بيا
گل تو گلدونم تويی ؛ گنجيشگکم زود بيا
ای کاش منم تو اسمون ؛ دنبال تو ميومدم
بالهام و باز ميکردم و به هر طرف می چرخيدم
اسم تو ؛ تو قلب منه؛ قاصدکم زود بيا
ستاره چشمک ميزنه؛ گنجيشگکم زود بيا
دل ديگه داره می ميره قاصدک
چشام ديگه سياه شده گنجيشگک
اگه منو دوستم داری؛ قاصدکم زود بيا
پرنده قشنگ من ؛ گنجيشگکم زود بيا
يعنی نديدی اشکامو قاصدک؟
يا نشنيدی تو حرفام و گنجيشگک؟
شايد ميگی دوست داشتنم گناهه؟
يا اينکه با عشق به تو دارم ميرم بيراهه!
اينجا کارم تموم شده قاصدک
طاقت من تموم شده گنجيشگک
شايد تو رفتی اون دورا به ارزوهات برسی
منو گذاشتی چشم به راه قلبت و دادی به کسی
غصه نخور اين دل من عادت داره به بی کسی
وعده ما روز محشره منتظرم تا برسی ........












